X
تبلیغات
راز اعداد و شگفتی هستی
تاريخ : سه شنبه سوم بهمن 1391 | 21:1 | نویسنده : شراره حدادی


سال گذشته شوهر کارل در یک حادثۀ رانندگی کشته شد . جیم که 57 سال داشت داشت در فاصلۀ میان منزل تا محل کارش در حال رانندگی بود . رانندۀ دیگر یک جوان مست بود . در این حادثه ، جیم در دم جان باخت و جوان مست ظرف کمتر از دو ساعت از بیمارستان مرخص شد . نکتۀ ظریف اینجا بود که آن روز روز تولد پنجاه سالگی کارل بود و در جیب جیم دو بلیط هواپیما به مقصد هاوایی پیدا شد .
گویا جیم قصد داشته همسرش را غافلگیر کند که اجل مهلتش نداده و به دست راننده ای مست کشته شد .

یکسال بعد ، بالاخره از کارل پرسیدم : « چطور توانستی تاب بیاوری ؟‌ »‌
چشمان کارل پر از اشک شد ، فکر کردم حرف بدی زده ام ، اما او به آرامی دست مرا گرفت و گفت : «‌ اشکالی ندارد ، میخواهم چیزی به تو بگویم . روزی که با جیم ازدواج کردم به او قول دادم هیچ وقت نگذارم بدون آنکه بگویم دوستت دارم از منزل خارج شود . او هم همین قول را به من داد . این قول و قرار برای ما به شوخی و خنده تبدیل شد . با اضافه شدن بچه ها به جمعمان بر سر قول ماندن کار دشواری بود . یادم می آید وقتی عصبانی بودم به طرف اتومبیل می دویدم و از مین دندانهای کلید شده ام می گفتم : « دوستت دارم » یا به دفتر کارش می رفتم تا به او یادآوری کنم . این کار یکجور مبارزه جویی خنده دار بود .
در تمام طول زندگی زناشوئی مان خاطرات بسیاری را به وجود آوردیم تا سعی کنیم پیش از ظهر به هم بگوییم دوستت دارم .
صبح روزی که جیم مرد ، صدای روشن شدن موتور اتومبیل را شنیدم . از ذهنم گذشت که : اوه ، نه !! تو این کار رو نمیکنی مردک !! و بیرون دویدم و به پنجرۀ اتومبیل مشت کوبیدم و گفتم : آقای جیمز ای کارت ، من کارل کارت ، اینجا در روز تولد پنجاه سالگی ام ، میخواهم رکورد گفتن « دوستت دارم » را بشکنم !! تا اینکه جیم به پایین خیابان پیچید .
این است که می توانم زنده بمانم چون ، آخرین جمله ای که به جیم گفتم این بود :« دوستت دارم »

تحقیقی از"ريچارد وايزمن"روانشناس دانشگاه هارتفورد شاير 
 
 
مطالعه برای بررسی چيزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروع شد
می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما سايرين از آن محروم می‌مانند
به عبارت ديگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده ديگر بدشانس هستند؟ 
  
  
آگهی‌هايی در روزنامه‌های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می‌کردند خوش‌شانس يا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگيرند
صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال‌های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی‌شان را زير نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمايش‌های من شرکت کنند
نتايج نشان داد که هرچند اين افراد به کلی از اين موضوع
غافلند ، کليد خوش‌شانسی يا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است
برای مثال ، فرصت‌های ظاهرا خوب در زندگی رادر نظر بگيريد
افراد خوش‌شانس مرتبا با چنين فرصت‌هايی برخورد می‌کنند، درحالی که افراد بدشانس نه 
 
 
 
با ترتيب دادن يک آزمايش ساده سعی کردم بفهم آيا اين مساله ناشی از توانايی آنها در شناسايی چنين فرصت‌هايی است يا نه
 
 
به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه‌ای دادم و ازآنها خواستم آن را ورق بزنند و بگويند چند عکس در آن هست
  
به طور مخفيانه يک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می‌گفت : اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديده‌ايد ، 250 پوند پاداش خواهيد گرفت
 
اين آگهی نيمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسيار
درشت چاپ شده بود
 
با اين که اين آگهی کاملا خيره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می‌کردند عمدتا آن را نديدند، درحالی که اغلب افراد خوش‌شانس متوجه آن شدند
 
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی‌تر از افراد خوش‌شانس هستند و اين فشار عصبی توانايی آنها در توجه به فرصت‌های غيرمنتظره را مختل می‌کند
 
در نتيجه، آنها فرصت‌های غيرمنتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست می‌دهند 
  
  
برای مثال وقتی به مهمانی می‌روند چنان غرق يافتن جفت بی‌نقصی هستند که فرصت‌های عالی برای يافتن دوستان خوب را از دست می‌دهند
 
آنها به قصد يافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می‌زنند و از ديدن ساير فرصت‌های شغلی باز می‌مانند
 
افراد خوش‌شانس، آدم‌های راحت‌تر و بازتری هستند، در نتيجه آنچهرا در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می‌بينند
  
تحقيقات من در مجموع نشان داد که آدم‌های خوش‌اقبال براساس چهار اصل برای خود فرصت ايجاد می‌کنند 
 
 
اول :  آنها در ايجاد و يافتن فرصت‌های مناسب مهارت دارند  
  
دوم : به قوه شهود گوش می‌سپارند و براساس آن تصميم‌های مثبت می‌گيرند
 
سوم : به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاق نيکی برای آنها رضايت بخش است
چهارم : نگرش انعطاف‌پذير آنها، بدبياری را
به خوش‌اقبالی بدل می‌کند

در مراحل نهايی مطالعه، از خود پرسيدم آيا می‌توان از اين اصول برای خوش‌شانس کردن مردم استفاده کرد؟
 
 
از گروهی از داوطلبان خواستم يک ماه وقت خود را صرف انجام تمرين‌هايی کنند که برای ايجاد روحيه و رفتار يک آدم خوش‌شانس در آنها طراحی شده بود
 
اين تمرين‌ها به آنها کمک کرد فرصت‌های مناسب را دريابند
به قوه شهود تکيه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبياری انعطاف نشان دهند 
  
يک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشريح کردند
 
نتايج حيرت انگيز بود :
 
هشتاد درصد آنها گفتند آدم‌های شادتری شده‌اند، از زندگی رضايت بيشتری دارند و شايد مهم‌تر از هر چيز خوش‌شانس‌تر هستند و بالاخره اين که من عامل شانس را کشف کردم  
  
  
 
چند نکته برای کسانی که می‌خواهند خوش‌اقبال شوند:   
  
به غريزه باطنی خود گوش کنيد، چنين کاری اغلب نتيجه مثبت دارد 
 
با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شويد و عادات روزمره را بشکنيد  
  
هر روز چند دقيقه‌ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنيد 
 
 
 
این قصه را بخوانید :
 
 
 
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند
روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:
 
لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید
احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد  
 
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت
 
هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه
حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و  به همسرش گفت:
 
یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده  ؟
 مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم! 0     
  
   
زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم ، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه‌کردن هستیم بستگی دارد0
 
قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود
 
در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم :
 
 آیا آمادگی آن را داریم که به جای قضاوت کردن فردی که
 
می‌بینیم ،  در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟ 
   
جمله روز : زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردن است


تاريخ : یکشنبه یکم بهمن 1391 | 21:1 | نویسنده : شراره حدادی

یه روز یه ترکـــه میره جبهه ، بعد از یه مدت فرمانده میشه
یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش
جواب میده کدوم داداشم؟! اینجا همه داداش من هستن
اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد
اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری

- - - - - - - - - - - - - - -

یه روز یه ترکـــه اولین عمل جراحی قلب و کلیه رو تو ایران می کنه
بعد مجله وارلیق رو منتشر می کنه, جایزه بهترین پزشکم دریافت می کنه
اون شخص کسی نیست جز پروفسور جواد هییت

- - - - - - - - - - - - - - -

یه روز یه ترکه که لهجه خیلی غلیط ترکی هم داشته سپر حرارتی ماه نشین آپولو ۱۱ رو طراحی میکنه تا نخستین انسانهایی که پا بر ماه گذاشتند در بازگشت به جو زمین خاکستر نشن . البته ماه نشینهای بعدی هم از این سپر استفاده کردند
اون ترکه همون دکتراعتمادی دانشمند برجسته ایرانی در ناسا بوده


تاريخ : شنبه سی ام دی 1391 | 15:16 | نویسنده : شراره حدادی

رشتيها جزء اولين ايرانيها بودن كه به دختراشون اجازه رفتن به مدرسه و تحصيل دادن.
اولین داروخانه شبانه روزی ایران (داروخانه کارون) و اولین خانه سالمندان و معلولین ایران توسط دکتر آرسن در رشت احداث شد.
اولین بانک ایران (بانک سپه) در رشت تاسیس شد.
رشت اولین شهر برای صادرات و واردات با اروپا بود. اولین کتابخانه ی ملی ایران، کتابخانه ملی رشت بود.

معروفترین پروفسورها و مغزهای ایرانی در دنیا (پروفسور رضا, پروفسور سمیعی, مرحوم پروفسور اکبرزاده , مرحوم دکتر بهزاد پدر زیست شناسی ایران, دکتر محمدرضا عطرچیان عضو AFFILATE مهندسین سیویل آمریکا (ASCE) عضو سازمان بین المللی کارشناسان ORDINEX که مرکز آن در کشور سوئیس میباشد) و... رشتی هستند.

این ها لاف نیست! بلکه عظمت یک شهر با پیشینه ی تاریخی, علمی و فرهنگیِ غنیست..

یه روز یه رشتیه در مخالفت با نفوذ بیگانگان در کشورمون قیام مسلحانه می کنه ولی هرگز حاضرنمیشه با سرباز ایرانی بجنگه
اون رشتی وطن دوست و با غیرت رو با نام میرزا کوچک خان جنگلی میشناسیم

یه روز یه رشتیه با گویش کاملا رشتی که زمانی رییس دانشگاه ملی ایران ( بهشتی ) بود ، پایه گذار دانشگاه صنعتی آریامهر ( شریف ) میشه ولی عشقی عجیب به تربیت فرزندان ایران دلیل همیشگی اون برای حضورش در دبیرستان البرز بود
اون رشتیه نخستین دکترای ریاضی ایران یعنی دکتر محمدعلی مجتهدی بوده.


تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 | 19:10 | نویسنده : شراره حدادی

 

























































































































تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 | 19:8 | نویسنده : شراره حدادی



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 | 18:39 | نویسنده : شراره حدادی



خارش گلو


وقتی کودک بودید، قلقلک دادن زیر بغل شما یک سرگرمی جالب بود. حالا در بزرگسالان هم می توان از این ترفند برای رهایی از مشکل خارش گلو استفاده کرد. وقتی که سلول های عصبی گوش تحریک بشوند، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن شده و در نتیجه شما را از شر خارش گلو راحت می کنند. پس قلقلک دادن گوش، باعث رفع خارش گلو می گردد!




صداهای فراصوت بالاتر از حد آستانه شنوایی را تجربه کنید


اگر در محلی شلوغ و پر سر و صدا هستید، بطرف راست خم شوید و سعی کنید با گوش راست بشنوید! گوش راست برای شنیدن حرفهای تند و سریع مناسب تر است. گوش چپ برای تمیز و تشخیص دادن تن های موسیقی، قوی تر است.




بر درد آمپول غلبه کنید


به راحتی با سرفه کردن در حین تزریقات، می توانید درد آمپول را کاهش دهید. سرفه کردن در اصل یک ترفندی است که باعث افزایش سریع و موقتی فشار در قفسه سینه شده و مسیرهای عصبی درد را مسدود می کند.




از شر جرم های بینی راحت شوید


فین کردن شدید را فراموش کنید. در اینجا یک ترفند بسیار سریع و آسان برای راحت شدن از جرم ها وجود دارد: بطور متناوب با زبان خود به سقف دهانتان ضربه بزنید، سپس با یک انگشت خود وسط دو ابرو را فشار دهید. این کار باعث می شود که تیغه بینی، عقب و جلو رفته و پس از ۲۰ ثانیه، جرم های متراکم شده و آماده تخلیه می شوند!




از شر رفلاکس مری راحت شوید


کسانی که دچار رفلاکس مری هستند، اگر به پهلوی چپ بخوابند، کمتر به این مشکل دچار می شوند! مری و معده تحت یک زاویه ای بهم وصل هستند، وقتی به پهلوی راست بخوابید، سطح معده بالاتر از مری قرار می گیرد، در نتیجه غذا و اسید به مری بر می گردد.




درد دندان، آخ نگو


با یک تکه یخ، قسمت v شکل بین انگشتان اشاره و شست را بمالید، بسادگی درد دندان را کاهش می دهید.




نوک انگشت تان را سوزانده اید؟


اگر در اثر تماس ناگهانی با اجاق گاز یا قابلمه داغ نوک انگشت تان را سوزانده اید، به سرعت قسمت آسیب دیده را تمیز کنید و با یک تکه یخ ماساژ بدهید. اگر یخ نبود، از آب سرد نیز می توانید استفاده کنید.




سرتان گیج می رود و به دوران افتاده است


کافی است فقط یک دست تان را روی یک نقطه ثابت قرار دهید، بسرعت دوران سرتان خوب می شود. قسمتی از گوش که مسئول فقط تعادل است در داخل یک مایع شناور می باشد، هر گاه این مایع جابه جا بشود، تعادل شما بهم می خورد، بکمک یک مرجع ثابت بیرونی، مغز سریع تعادل خود را به دست می آورد.




درد پهلو


گاهی به هنگام دویدن، پهلوی آدم درد می گیرد. این بخاطر آن است که بازدم شما با وقتی که پای راست شما به زمین می خورد، همزمان است. در نتیجه به دیافراگم شما فشار وارد می شود، برای رهایی از این درد کافی است، بازدم خود را با وقتی که پای چپ شما به زمین می خورد، همزمان کنید.




جلوی خونریزی را با یک انگشت بگیرید


گرفتن بینی و به عقب برگرداندن سر، راه متداول جلوگیری از خونریزی بینی است، اما شما اگر مقداری پنبه را درست زیر گردی لب بالایی، روی لثه بگذارید و با یک انگشت آن را فشار دهید، خونریزی قطع می شود.




از تپش قلب در هنگام عصبانیت جلوگیری کنید


به انگشت شست خود، فوت کنید! عصب واگ که ضربان قلب را کنترل می کند، بکمک نفس کشیدن، آرام می گیرد.




مغز خود را گرم نگه دارید


بسیار چیزهای کم اهمیتی هستند که مغز را سرد و فلج می سازند. در این حالت، زبان خود را به سقف دهانتان فشار دهید، بطوریکه بیشترین مقدار از سقف را بپوشاند، در این صورت سر درد بر طرف می شود! این سردرد می تواند ناشی از یک بستنی یخی باشد.




از نزدیک بینی پیشگیری کنید


نزدیک بینی به ندرت ریشه ژنتیکی دارد، بلکه بیشتر از خیره شدن چشم به یک نقطه در فاصله کم ناشی می شود. بنابراین بهتر است که هر از چندی، چشم های خود را ببندید، به بدنتان کش و قوسی بدهید و نفس عمیقی بکشید و پس از چند ثانیه به آرامی نفس تان را رها کنید. این کار باعث استراحت عضلات غیر ارادی هم می شوند. در نتیجه چشم ها هم استراحت می کنند.




خواب رفتگی


اگر دست شما موقع رانندگی یا نشستن، در اثر یک وضعیت نادرست بخواب رفته باشد، به آرامی حرکت دادن سر به چپ و راست، در کمتر از یک دقیقه می تواند این مشکل را حل کند و از شر گزگز و سوزنی شدن دست راحت شوید.




زیر آب نفس بکشید


وقتی در زیر آب هستید، این نبود اکسیژن نیست که شما را بیچاره می کند، بلکه دی اکسید کربن است که باعث اسیدی شدن خون و استیصال می گردد. بنابراین کافی است ابتدا، قبل از شنا چند نفس کوتاه و سریع بکشید تا میزان اسیدی بودن خون پایین بیاید. با این ترفند مغز شما می پندارد که اکسیژن بیشتری در اختیار دارد! به این ترتیب ده ثانیه زمان می خرید.




خوب حفظ کنید


همیشه سعی کنید کارهای خود را قبل از خواب، پیش خود مرور کنید و یا درباره مسئله ای که مورد نظر شما است، قبل از خواب فکر کنید. در اینصورت وقتی بیدار می شوید، حافظه شما بهتر و سریعتر به شما کمک خواهد کرد. هر چیزی را که شما درست قبل از خواب مطالعه کنید، بهتر در حافظه شما ثبت و ضبط می شود.

 



تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391 | 22:12 | نویسنده : شراره حدادی

سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد
که من نه تو را رها کرد ه ام و نه با تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2)

افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم
و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس 30)


و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4)

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام(انبیا 87)

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان توهم زده شدی
که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24)

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی
و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73)


پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند،
و قلبت آمد توی گلویت و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است
و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب 10)

تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی
و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم
تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118)


وقتی در تاریکی ها مرا بزاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می مانی،
تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی . (انعام 63-64)


این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی
و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده ای. (اسرا 83)


آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3)

غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59)

پس کجا می روی؟ (تکویر 26)

پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50)

چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6)

مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنند
و ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید
و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود
که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود (روم 48)


من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد
و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم
و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که
به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60)

من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می دهم (قریش 3)

برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه با هم باشیم (فجر 28-29)

تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)



تاريخ : شنبه یازدهم شهریور 1391 | 21:56 | نویسنده : شراره حدادی

خارجیا با مخفف کردن Short message service به sms خواستن به دنیا بگن که خیلی گشادن، ولی ما با مخفف کردن sms به s جای بحث نذاشتیم براشون :))

گشت امنیت اخلاقی بهمون گیر داده, میخواد ماشینو ببره پارکینگ. دوستم با اعتماد به نفس و طلبکارانه رفته جلو به پلیسه میگه: مارو ول کن بریم، میدونی من کی ام؟ نه، میدونی من کی ام؟ پلیسه میگی کی ای؟
رفیقمون میگه: من نوکر پدرتم! مارو ول کن بریم!
هیچی دیگه ولمون کرد...

تمام چیزهای خواستنی توی دنیا ...
یا غیرقانونین ... یا گرونن ...
یا چاق کنندن ... یا متاهل ...

ژاپنیه میاد تهران شلوارشو سفت چسبیده بوده،ازش میپرسن این چه کاریه، میگه:آخه من شنیدم ایرانیها تخم ژاپنی خیلی دوست دارن!!

عاشق اون صحنه ایم که چن نفر با هم میریم رستوران:میخوایم حساب کنیم !!
یکی زیپ کیفش وا نمیشه !
یکی داره دنباله کیفش میگرده !
یکی دکمش گیر کرده !
یکی دستش تو جیبش تو همین لحظه جا نمیشه !!
اون یکی گوشیش زنگ میخوره !
اون یکی کیفش تو ماشین جا مونده !
ینی یه همچین آدمهایی هستیم ما !!!!!

یکی بود یکی نبود
غیر از خدا هیچ کس نبود (دقت کنید، هیچ کس نبود..!)
در آبادی کوچکی مردمی زندگی می کردند... :|
حالا می فهم، ما با قصه خواب نمی رفتیم.
همون اول هنگ می کردیم!!

آیا کمرتان شُل است ؟!
آیا فلانتان کوتاســت ؟!
آیا کوتاهتان فلانست ؟!
آیا زیاد حــال نمیکنید ؟!
آیا زود چیز! میشوید ؟!
آیا همسرتان چیــز! نمیشود ؟!
...
آیا و کووووفت ، آیا و زهرِ مار . . .
خوُ پدرسگگگ ، ,وخته شامه و آدم با ننه باباش نشسته
سر سفره ، این گلواژه ها چیه واس ما پرپر میکنین ؟


تاريخ : شنبه یازدهم شهریور 1391 | 21:54 | نویسنده : شراره حدادی

 

 

یک تیم طراحی بلژیکی به تازگی طرحی را برای پارک دوچرخه سواری chongming در چین ارائه داده است که توانسته نظرهای بسیاری را به سمت خود جلب نماید. در این طرح علاوه بر بوجود آوردن مکانی بسیار مناسب برای دوچرخه سواری، یک موزه دوچرخه، مرکز بازدید و سالن چند منظوره نیز قرار دارد. این مرکز با هدف تشویق شهروندان به استفاده از دوچرخه و انجام فعالیت های ورزشی ایجاد خواهد شد. یکی از ویژگی های ساختمان آن سقف های مدور و کج آن می باشند که زیبایی خاص و متفاوتی را مخصوصا از نمای بالا به این پارک می دهد.

بخش دیگری که بسیار جذاب می باشد، مربوط به موزه است که براساس طراحی که دارد به بازدید کننده این اجازه را می دهد که همزمان با دوچرخه سواری به بازدید از موزه نیز بپردازد چون ساختار موزه به شکلی است که بازدید کننده ها به راحتی می توانند در مسیرهای تعیین شده حرکت کرده و به بازدید از موزه بپردازند. یک سالن چند منظوره نیز در این پارک و درون جزیره ای کوچک قرار گرفته است. در این پارک منظره ها ، ساختمان ها و مناطق جذاب بسیاری قرار دارد. شاید بهترین کار تماشای تصاویری از طرح این پارک باشد.
 



  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ